نظر علي الطالقاني
229
كاشف الأسرار ( فارسى )
اصابه لم يكن ليخطئه و انّ ما اخطاه لم يكن ليصيبه و انّ الضّارّ النّافع هو اللّه تعالى : 376 حضرت امير ( ع ) فرمود نچشيده است بنده مزهء ايمان را تا آنكه بداند آنچه به او رسيد ممكن نبود كه نرسد و آنچه به او نرسيد ممكن نبود كه برسد ، و اينكه ضرر و نفع را همان خدا مىرساند نه جز او . و پيش گذشت حديث لا يجد الرّجل حلاوة الايمان فى قلبه حتّى لا يبالى من اكل الدّنيا . 377 و صاحب انوار نعمانى قريب به اين مضمون حديثى آورده كه لا يجد الانسان طعم الايمان حتّى يكون النّاس عنده كالأباعر : 378 ايمان نچشيده تا آنكه مردم نزد او مانند اشتر باشند . يعنى همه را لا يضرّ و لا ينفع داند و حالت او در ديدن و نديدن خلق تغيير نيابد . پس شك نداشته باش كه از ما هر هزار نفر يكى ايمان به اين معنى و مقام نچشيده و هم نخواهيم چشيد مگر به ترك دنيا و محبت دنيا و زهد حقيقى . رجوع كن به آيات و احاديث كه در اين معنى در باب دنيا آورديم تا نگوئيم كه راه يقين و توكل چيست ، اگر مىدانستيم مىپيموديم . گر گدا كاهل بود تقصير صاحبخانه چيست ؟ مطلب سوّم [ عدم منافات بين توكّل و كسب ] بدان كه نيست منافاتى ميان كسب و اسباب با توكّل ، بلكه فيض بىواسطه محال است . بيانش اين است : آن كه بىواسطه فيض به وى رسد همان اوّل ما خلق اللّه است و بس ، و از وى گذشته همهء ما سوى به وسايط فيض برند و بدون واسطه محال است كه چيزى به ايشان رسد . بلى بعضى را واسطه يكى است و بعضى را دو و هكذا الى ما شاء اللّه . پس هر كسى بايد چشم اميد به خدا از راه وسايط داشته باشد . و آن كه گويد بىواسطه خواهم ، در كمال نادانى است و تمناى محال نموده و مقام اوّل ما خلق اللّه خواسته . و چشم به وسايط داشتن جبلّى انسان و فطرى هر حيوانى است . سائل با آنكه از تو سؤال كند نگاهش به دست تو است . چون غلام خود را طلبى نظر به روى تو دارد كه انبساط دارد تا خوشحال شود و يا انقباض . آن كيست كه مىخواهد آسمان و زمين و ساير عناصر و ملائكه مدبّره ، واسطه او نباشند ؟ گيرم كه خيال تو اين شود كه خدا بىآب و نان مرا سير كند و بىحركت مرا فلان بلد رساند و خدا همچنين نمود ، آيا گمان كنى واسطه در اينجا هيچ نبوده ؟ زهى غفلت و نادانى . و اگر دانى كه باز واسطه هست ، پس فرق ميان اين واسطه و آن واسطه چيست كه يكى با توكّل منافات ندارد و يكى دارد ؟ پس به وضوح پيوست كه فرقى ميان قلّت و كثرت و جلىّ و خفىّ بودن وسايط نيست در